برنج
امروز یکشنبه 30/4/1398
ارسال به دیگران دریافت خبر نامه

کاربر :

Login : ورود







رمز را فراموش کرده ام





Sign up : ثبت نام

0





 
چهار شنبه / /

مروري بر مطالعات انجام شده در مورد مديريت پتاسيم در شاليزارها


مديريت منابع پتاسيم خاك در سيستم‌هاي كشت متراكم برنج نسبت به افزايش عملكرد و تراكم كشت با توليد ارقام جديد، آبياري و كود نيتروژنه كمتر مورد تجربه قرار گرفته است.


مروري بر مطالعات انجام شده در مورد مديريت پتاسيم در شاليزارها




عبداللطيف قلي‌زاده1، عبدالقادر عنايتي2

1- عضو هيئت علمي دانشگاه آزاد واحد قائم‌شهر
2- دانشجوي كارشناسي ارشد مهندسي علوم و تكنولوژي بذر، پرديس كشاورزي و منابع دانشگاه تهران
آدرس الكترونيكي مكاتبه كننده: latif_gholizadeh@yahoo.com






چكيده:

مديريت منابع پتاسيم خاك در سيستم‌هاي كشت متراكم برنج نسبت به افزايش عملكرد و تراكم كشت با توليد ارقام جديد، آبياري و كود نيتروژنه كمتر مورد تجربه قرار گرفته است. در اين مقاله نياز برنج به پتاسيم، تعادل ورود و خروج پتاسيم به مزرعه و ظرفيت فراهم سازي پتاسيم خاك در شاليزارها مورد بررسي قرار گرفت. بر اساس طرح انجام شده در مورد نيازهاي غذايي توليد برنج، ميزان تقاضاي ساليانه برنج براي پتاسيم در آسيا در سال 2025 حدود 9 تا 15 ميليون تن خواهد بود كه اين مقدار معادل 6 تا 70 درصد بيشتر از نياز سال 1990 مي‌باشد.

در حال حاضر تعادل منفي پتاسيم در تمام نقاط دنيا شايع مي‌باشد و افزايش عملكرد محصول حتي در خاك‌هاي غرقابي با بافت سنگين و حاصلخيز به جبران كمبود پتاسيم وابسته است. چون فرصت براي اصلاح ژنتيكي ارقام برنج براي به دست آوردن پتاسيم كافي از خاك يا افزايش راندمان استفاده از پتاسيم جذب شده توسط گياه محدود مي‌باشد، بايستي استراتژي مديريت بلند مدت بر روي نگه‌داري تعادل عناصر غذايي در حد كفايت در لايه سطحي خاك مد نظر قرار گيرد. تعادل بين عناصر غذايي تأثير زيادي بر روي اثربخشي زراعي و فيزيولوژيكي دارد كه منتج از افزودن عناصر غذايي مي‌باشد. استراتژي كه تنها هدف آن افزايش كاربرد پتاسيم بدون در نظر گرفتن نقش خاك در فراهم سازي پتاسيم بومي باشد كافي نبوده و آن باعث افزايش پايدار محصول نخواهد شد. در چنين سيستمي راندمان استفاده از كود مصرفي افزايش نخواهد يافت. به جاي آن، استراتژي مديريت پتاسيم در يك منطقه، به تطبيق متغيرهاي مختلف زيادي كه خاك‌ها در فراهم سازي بومي در شاليزارها دارند، نياز خواهد بود.




اهميت پتاسيم در شاليزارها

مقدمه:

قبل از معرفي ارقام پر محصول برنج، ميزان خالص عناصر خارج شده از مزرعه كم بوده و حتي خاك‌هاي غير حاصلخيز و فقير قادر به فراهم سازي ميزان كافي عناصر براي عملكرد كم ارقام سنتي بودند. با تكنولوژي‌هاي نوين توليد برنج بر اساس زود رسي، پاسخ‌دهنده به نيتروژن و ارقام پاكوتاه هم تعداد كشت (سيستم‌هاي كشت دو و سه بار در سال) و هم مقدار محصول افزايش يافته است. اگرچه انقلاب سبز، استفاده از كود نيتروژنه در آسيا را افزايش داده، ولي تأثير اندكي در استفاده از كودهاي پتاسيمي داشته است. بيشتر كشورهاي شرق و جنوب شرق آسيا، فاقد معادن پتاسيم و فسفر جهت استخراج اقتصادي بوده و وابسته به واردات مي‌باشد (18).

خروج عناصر غذايي همانند پتاسيم، فسفر و گوگرد از مزرعه با برداشت دانه و كاه و كلش، به ميزان قابل توجهي با افزايش عملكرد محصول در سيستم‌‌هاي كشت جديد افزايش يافته است. تحقيقات زيادي بر روي مديريت پتاسيم در شاليزارها انجام گرفته است (6 ،17،19،27،31،32). در اين مقاله نياز برنج به عنصر پتاسيم، ارزيابي ظرفيت فراهم سازي پتاسيم توسط خاك و استراتژي‌هاي مديريت كود پتاسيم بر اساس مفاهيم تعادل عناصر غذايي بحث خواهد شد.



تقاضاي حل و آينده پتاسيم:

در سال 1991، ميزان خروج ساليانه پتاسيم توسط دانه برنج در آسيا، 9/0 تا 2/1 ميليون تن مي‌باشد. ميزان واقعي خروج پتاسيم به دليل خروج كاه و كلش مزرعه جهت علوفه، سوخت و يا سهولت كشت و كار، بيشتر از ميزان ذكر شده مي‌باشد. ميزان تقاضاي واقعي در حدود 9 تا 15 ميليون تن پتاسيم در سال 2025 خواهد بود (9). برآورد واقعي و معتبر استفاده از كود در منطقه كشت برنج در دسترس نمي‌باشد. ميزان كل كود پتاسيم استفاده شده براي تمام محصولات در منطقه شرق و جنوب شرق آسيا، 7/3 ميليون تن مي‌باشد (18). بيشتر كود پتاسيم افزوده شده براي گياهان ديگر بوده و كمبود پتاسيم در شاليزارها معمول و آشكار مي‌باشد (9).


ميزان كمبود پتاسيم:

كمبود پتاسيم معمولاً در خاك‌هاي هوا ديده گرمسيري (اكسي‌سول و اولتي‌سول) ود ر خاك‌هاي درشت بافت مشاهده مي‌شود. بيشتر خاك‌هاي آبرفتي در آسيا معمولاً داراي پتاسيم قابل تبادل زيادي هستند و تصور مي‌شود كه افزودن پتاسيم تأثير اندكي در افزايش محصول برنج خواهد داشت (2،6 ،16). اما در حال حاضر كمبود پتاسيم، حتي در خاك‌هاي با بافت سنگين شايع مي‌باشد. براي مثال، خاك‌هاي آبرفتي ايلايتي در هند (30) خاك‌هاي شاليزاري جاوا (26) و خاك‌هاي رسي ورمي‌كولايتي فيليپين (18) با كمبود پتاسيم مواجه هستند. در مطالعه دوبرمان و اوبرتور (1997) در 20 هزار هكتار از اراضي شاليزاري، حدود 54% از اين اراضي داراي كمبود پتاسيم قابل دسترسي هستند.
امكان حل كمبود پتاسيم: بهبود ارقام و مديريت اراضي

داده‌هاي اندكي جهت ارزيابي دقيق امكان استفاده از ارقام جديد جهت افزايش راندمان استفاده از پتاسيم در شاليزارها وجود دارد. لاين‌هايي كه پتاسيم بيشتري را از خاك‌ها با توسعه سيستم ريشه‌اي جذب مي‌كنند، ممكن است كه استراتژي خوبي جهت حل اين مشكل باشد. چندين تحقيق نشان دادند كه تغييرات ژنتيكي در راندمان داخلي استفاده از پتاسيم و فسفر در برنج وجود دارد. اما مطالعات سيستماتيك اندك مي‌باشد. چون‌كه بيشتر از 90% از طول كلي ريشه در لايه سطحي (cm 20-0) خاك قرار دارد (7،29)، استراتژي مديريت بلند مدت پتاسيم و فسفر در خاك‌هاي شاليزاري بايستي بر روي حاصلخيزي اين بخش از خاك توجه بيشتري كند. حاصلخيزي اين بخش مي‌تواند با افزايش ظرفيت بافري و افزايش غلظت محلول اين عناصر ممكن مي‌باشد.




نيازهاي برنج به پتاسيم:

غلظت بحراني پتاسيم در بافت گياه برنج:

در مراحل رشد، ميزان عناصر در اولين برگ كامل شاخص مناسبي از وضعيت عناصري مثل پتاسيم، فسفر و گوگرد مي‌باشد. در مراحل اوليه رشد رويشي و قبل از گلدهي غلظت 8/1 تا 6/2 درصد پتاسيم در اولين برگ كامل، نشان دهنده‌ي كفايت پتاسيم در گياه مي‌باشد و پاسخ به افزودن پتاسيم غير محتمل مي‌باشد (4). غلظت پتاسيم در دانه ارقام پرمحصول معمولاً در دامنه‌هاي از 25% تا 33% مي‌باشد. استفاده طولاني مدت از كودهاي پتاسيمي در مطالعات دوبرمان و همكاران (1996) نسبت به كرت كود داده نشده باعث افزايش پتاسيم دانه برنج نشد. در حالي كه افزودن كود در اين مدت باعث افزايش غلظت پتاسيم كاه و كلش شد. غلظت بحراني پتاسيم در كاه و كلش در هنگام برداشت دامنه‌اي از 0/1 تا 8/1 ئرصد مي‌باشد. براي به دست آوردن محصول بيشتر از 7 تن و غلظت بيش از 2/1 درصد پتاسيم در دانه و غلظت بيش از 2/1 درصد پتاسيم در برگ پرچم در هنگام گلدهي مورد نياز مي‌باشد.


راندمان زراعي و پاسخ گياه به افزودن پتاسيم

ارقام پر محصول جديد به افزودن نيتروژن پاسخ خوبي مي‌دهند و راندمان زراعي آن‌ها دامنه‌اي از 15 تا 25 كيلوگرم دانه در هر كيلوگرم نيتروژن افزوده شده مي‌باشد (34). در سال‌هاي اوليه انقلاب سبز، پاسخ به كود فسفر و پتاسيم كم بود (6). خاك‌ها هنوز غني از عناصر بودند و تصور مي‌د كه غرقاب كردن خاك‌ها باعث افزايش دسترسي آن‌ها مي‌شود. در مطالعات انجام شده توسط دوبرمان و همكاران (1988)، راندمان زراعي براي فسفر 0 تا 114 (ميانگي 49) كيلوگرم دانه در هر كيلوگرم فسفر بود و 0 تا 26 كيلوگرم دانه در هر كيلوگرم پتاسيم بود. دلايل راندمان زراعي كم پتاسيم افزوده شده، نمي‌تواند افزوده شدن پتاسيم از منابع ديگر باشد. براي مثال در فيليپين مقدار پتاسيم زيادي با آب آبياري به خاك افزوده شده است. فرض دوم، آزاد شدن پتاسيم كمتر قابل استفاده به شكل سهولت قابل دسترس مي‌باشد.


ظرفيت فراهم سازي عناصر غذايي:

ذخاير پتاسيم خاك و دلايلي براي آزمون خاك

تأثير غرقاب بر شيمي پتاسيم خاك كمتر مورد مطالعه واقع شده است (6). اما اغلب تصور مي‌شود كه قابليت دسترسي پتاسيم در خاك‌هاي غرقاب شده افزايش پيدا مي‌كند كه به دليل جايگزيني پتاسيم توسط fe2+ و nh4+ در نقاط تبادلي مي‌باشد (6 ، 22). نتيجه اين عمل افزايش كوتاه مدت در عامل شدت (پتاسيم محلول) بوده و همچنين به دليل اشباع خاك، ميزان انتشار پتاسيم افزايش مي‌يابد. اين تأثير احتمالاً در خاك‌هايي كه پتانسيل تثبيت پتاسيم كمي دارند، بيشتر اتفاق مي‌افتد. زيرا همبستگي خوبي بين پتاسيم قابل تبادل و پتاسيم جذب شده توسط برنج در خاك‌هاي با كاني‌هاي غالب 1:1 مشاهده مي‌شود (10). استخراج شيميايي بين پتاسيم قابل دسترس، شاخص قابل قبولي از قابليت دسترسي پتاسيم در چنين خاك‌هايي را مهيا مي‌كند.

ولي عمده‌ي خاك‌هاي موجود در دلتاها و دشت‌هاي سيلابي در آسيا شامل ورمي‌كولايت، ايلايت يا ديگر كاني‌هاي تثبيت كننده پتاسيم مي‌باشد. تراكم زياد ريشه، باعث شدت جريان نسبتاً زيادي و غلظت بحراني مينيمم كمي براي جذب پتاسيم ايجاد مي‌كند (28) كه نشان دهنده‌ي وابستگي برنج به پتاسيم غيرقابل تبادل فراهم سازي پتاسيم در چنين خاك‌هايي مي‌باشد (5). مطالعات انجام شده در خاك‌هاي ورمي‌كولايتي نشان مي‌دهد كه به دليل افزايش تثبيت پتاسيم، پتاسيم قابل دسترس گياه، بعد از غرقاب كردن خاك خشك كاهش پيدا مي‌كند (20). در خاك‌هاي قليايي حتي وقتي كه پتاسيم زيادي در محلول خاك وجود داشته باشد، به دليل نسبت زياد (ca+mg) به پتاسيم يا فعاليت كاهش يافته پتاسيم در محلول خاك از جذب ترحيجي پتاسيم توسط گياه جلوگيري مي‌كند (11). تجمع زياد fe+2 در نقاط تبادلي خاك ممكن است باعث فعاليت كم و تغيير بلند مدت فعاليت پتاسيم در خاك‌هاي غرقابي مي‌شود. اما چنين مكانيسمي كمتر مورد مطالعه قرار گرفته است. بنابراين اندازه‌گيري ديناميكي شامل آزاد شده از منابع مختلف و پتاسيم انتقال يافته به سطح ريشه، نياز به به دست آوردن تخمين قابل قبولي از فراهم سازي پتانسيل پتاسيم در خاك‌هاي با كاني‌هاي رسي متفاوت مي‌باشد.


آزمون خاك:

پتاسيم قابل تبادل با خاك يا درصد اشباع پتاسيم هنوز روش معمولي براي اندازه‌گيري پتاسيم قابل دسترس در خاك‌هاي شاليزاري مي‌باشد. سودمندي ميزان پتاسيم قابل دسترس بحث برانگيز باقي مانده و وابسته بهت ركيب كاني‌هاي رسي و ميزان رس مي‌باشد (10،11). اگرچه به نظر مي‌رسد كه 17% تا 21% سانتي‌مول چارچ پتاسيم در هر كيلوگرم (پتاسيم قالبل تبادل با استات آمونيوم 1 نرمال) سطح بحراني قابل قبول براي تشخيص كمبود پتاسيم باشد ولي ميزان گزارش شده دامنه‌اي از 08/0 تا 41/0 سانتي‌مول بر چارچ پتاسيم در هر كيلوگرم خاك مي‌باشد (10). روش اسيد نيتريك 1 مولار به ميزان زيادي توسط محققان هندي و چيني براي بيان ميزان پتاسم غيرقابل تبادل استفاده شده است. اما اين ميزان هميشه همبستگي خوبي با عملكرد محصول و جذب پتاسيم كل نداشته است (21). روش‌هاي ديگر، مانند روابط كيفيت به شدت (3) و الكترواولترافيلتراسيون (25) روش‌هاي وقت‌گير و گران قيمت بوده و در تجزيه‌هاي متداول خاك براي برنج معمول نمي‌باشد.



تعادل عناصر و عمليات مديريتي
برآورد تعادل پتاسيم در خاك‌هاي شاليزاري به اندازه‌گيري خروج پتاسيم از طريق انتقال محصول، آبشويي، روان آب سطحي و زهكشي (تراوش) و افزايش پتاسيم از طريق كوددهي، چرخ كاه و كلش، آب آبياري بارندگي و زهكشي (تراوش)، رسوب‌گذاري و بالا آمدن موئينگي نياز دارد. به نظر مي‌رسد بارندگي، آب آبياري و آبشويي اهميت زيادي براي سيستم‌هاي شاليزاري داشته و در اينجا بحث مي‌شود (9).

ورود پتانسيل از طريق بارندگي، آبياري و زهكشي آبشويي:
بارندگي معمولاً كمتر از 10 كيلوگرم در هكتار در سال پتاسيم وارد خاك مي‌كند (1). در بيشتر نقاط آسيا، غلظت معمول پتاسيم در رودخانه‌ها و كانال‌هاي آب دامنه‌اي در حدود 5 ميلي‌گرم پتاسم در ليتر مي‌باشد (14). با تخمين ميزان آب آبياري در حدود 700 تا 1200 ميلي‌ليتر، ميزان پتاسيم ورودي در حدود 60 تا 70 كيلوگرم در هكتار خواهد بود. آب آبياري استفاده شده از سفره‌ي آب زيرزميني، ميزان پتاسيم زيادي نسبت به آب‌هاي سطحي دارد و ممكن است فعاليت‌هاي انسان باعث افزايش غلظت پتاسيم در آب‌هاي كم عمق تا حدود 100 ميلي‌گرم پتاسيم در ليتر يا بيشتر يود (14). ورود و آبشويي پتاسيم كاملاً متغير و متفاوت بوده و مي‌تواند باعث افزايش يا كاهش ميزان پتاسيم شود.

تعادل پتاسيم در سيستم كشت شاليزاري:

در حدود 80 تا 85 درصد از پتاسيم در بخش‌هاي علفي گياه برنج (كاه و كلش) در هنگام رسيدگي باقي مي‌ماند (34). كاه و كلش يا از مزرعه خارج مي‌شود يا در مزرعه سوزانده مي‌شود و يا اين‌كه در مزرعه پخش مي‌گردد و يا به عنوان مالچ استفاده مي‌گردد (23). هر يك از اين روش‌هاي ذكر شده تأثير متفاوتي بر روي تعادل پتاسيم دارد. مخلوط كردن بقاياي اندام هوايي با خاك، باعث برگشت بيشتر عناصر غذايي از جمله پتاسيم مي‌شود. سوزاندن كاه و كلش باعث از بين رفتن بيماري‌ها مي‌شود، اما باعث كاهش 20% پتاسيم و 25% فسفر مي‌شود (23). خارج كردن كاه و كلش از مزرعه شايع بوده و باعث تخليه ذخاير پتاسيم خاك مي‌گردد (24).


سرنوشت بلند مدت پتاسيم افزوده شده

سرنوشت بلند مدت پتاسيم افزوده شده به بافت خاك (آبشويي) و كاني‌هاي رسي خاك (تثبيت) بستگي دارد. اما در بررسي منابع مطالعات كمي بر روي ميزان بازيافت كود پتاسيمي صورت گرفته است. اين ميزان در چين برابر 23 درصد بوده است (13). ولي به دليل كمبود داده‌هاي مربوط به ويژگي‌هاي خاك در اين تحقيق، ارزيابي دقيق اين نتايج امكان‌پذير نمي‌باشد.

مسير تحقيقات آينده
لزوم تحقيقات بنيادي:
رژيم‌هاي رطوبتي خاك در سيستم‌هاي برنج- برنج، برنج- گندم، و برنج- ذرت تفاوت‌هاي زيادي با هم دارند اما تأثير چنين تغييرات رطوبتي بر روي قابليت دسترسي پتاسيم و پاسخ برنج هنوز مورد توجه قرار نگرفته است. تحقيقاتي جهت مشخص كردن اهداف ذيل مورد نياز است: 1- فرآيندهاي تثبيت و آزادسازي پتاسيم فيكس شده در طول چرخه خشك شدن و مرطوب شدن متناوب 2- تعيين موانع انتشار پتاسيم در ريزوسفر برنج و تأثير آن بر روي جذب پتاسيم در عملكرد زياد محصول و 3- امكان تغيير فعاليت پتاسيم معمول خاك در نتيجه آبياري طولاني مدت شاليزار در ارتباط با كيفيت آب آبياري و پتانسيل ريداكس ثابت و يكنواخت (9).

براي درك بهتر، نياز به شناخت فرآيندهايي است كه در سرنوشت طولاني مدت كود پتاسيمي در سيستم كشت شاليزار تأثيرگذار مي‌باشد، شامل اطلاعات بيشتري در مورد تأخير چرخه خشك شدن و مرطوب شدن متناوب بر روي بازيافت تجمعي عناصر كودي مي‌باشد. براي توجيه بهتر ميزان عناصر افزوده شده، مدل ساده‌اي كه چرخه پتاسيم از بقاياي محصول را شرح دهند مورد نياز مي‌باشد. اين اطلاعات به ويژه در ارتباط با اين سؤال است كه چگونه مديريت متفاوت بقاياي گياهي يا عمليات شخم خاك بر روي ميزان چرخه عناصر وديناميك آزادسازي عناصر تأثيرگذار مي‌باشد (9).

لزوم تحقيقات كاربردي:
تحقيقات كاربردي بايستي ابزار ضروري براي استفاده‌هاي عملي از استراتژي‌هاي بلند مدت براي مديريت پتاسيم را مهيا كند. اين ابزارها مانند كپسول‌هاي زريني، مدل‌هايي براي تخمين نيازهاي غذايي گياه بر اساس تعامل بين نيتروژن، فسفر و پتاسيم (15) و مدلي براي سرنوشت طولاني مدت كود پتاسيم افزوده شده (33) كه بايستي كاملاً براي برنج آماده شده باشد. اين ابزارها ممكن است مبنايي براي توصيه مديريت عناصر غذايي براي يك مزرعه خاص باشد.







منابع:



1- abedin mian, m.j., blume, h.p., bhuiya, z.h., eaqub, m., 1991. water and nutrient dynamics of a paddy soil bangladesh. z. pflanzenernaeh.-ernaeh. bodenk. 154,93-99.
2- bajwa, m.i., 1994. soil potassium status fertilizer usage and recommendations in potash review no. 3. international potash institute, basel.
3- basilio, p.r., san valentin, g.o., 1990. potassium quantity-intensity relationship in some lowland rice soils in luzon. philipp. agric. 73,27-33.
4- bergmann, w. 1988. ern~itn’ungsstisrungen bei kulturpflanzen. gustav fischer verlag, stuttgart/new york. in: dobermann, a., cassman, k.g., mamaril, c.p., sheehy, j. e., 1998. management of phosphors, potassium and sulfur in intensive, irrigated lowland rice. field crop research. 56,113-138.
5- cassman, k.g., olk, d.c., brouder, s.m., roberts, b.a., 1995. the influence of moisture regime, organic matter and root eco-physiology on the availability and acquisition of the of potassium: implications for tropical lowland rice. in: potassium in asia. proceedings of the 24th international colloquium of the international potash institute. international potash institute, basel, pp. 135-156.
6- de datte, s.k., mikkelsen, d.s., 1985. potassium nutrition of rice. in: munson, r.d., sumner, m.e., bishop, w.d. (eds.), potassium in agriculture. american society of agronomy, cssa, sssa, madison, wi, pp. 665-699.
7- de datte, s.k., buresh, r.j., samson, m.i., wang, k.r., 1988. nitrogen use efficiency and nitrogen-15 balances in broadcast-seeded flooded and transplanted rice. soil sci. soc. 52,849-855.
8- dobermann, a., oberthure, t., 1997. fuzzy mapping of soil fertility- a case study on irrigated rice land in the philippines. geoderma 77, 317-339.
9- dobermann, a., cassman, k.g., mamaril, c.p., sheehy, j. e., 1998. management of phosphors, potassium and sulfur in intensive, irrigated lowland rice. field crop research. 56,113-138.
10- dobermann, a., cassman, k.g., sta. cruz, p.c., adviento, m.a.a., pampolion, m.f., 1996. fertilizer inputs, nutrient balance, and soil nutrient-supplying power in intensive, irrigated rice systems: ii. effective soil k-supplying capacity. nutrient cycl. agroecosyst. 46,11-21.
11- dobermann, a., sta. cruze, p.c., cassman, k.g., 1996. fertilizer inputs, nutrient balance, and soil nutrient-supplying power in intensive, irrigated rice systems: i. potassium uptake and k balance. nutrient cycl. agroecosyst. 46,1-10.
12- dobermann, a., sta. cruze, p.c., cassman, k.g., 1995. potassium balance and soil potassium supplying power in intensive, irrigated rice systems. in: potassium in asia. proceedings of the 24th intermational colloquium of the international potash institute. intemational potash institute, basel, pp. 199-234.
13- gut, z.f., zhang, y.c., liu, c.q., wu, y., 1992. nutrient return and effective use of fertilizer in continuous cropping of double rice. in: proceedings of the international symposium on paddy sois. national academy of sciences, beijing, china, pp. 308-314.
14- handa, b.k., 1988. content of potassium in ground water in india. fert. news 33 (11), 15-27.
15- janssen, b.h., guiking, f.c.t., van der eijk, d., smaling, e.m.a., wolf, j., van reuler, h., 1990. a system for quantitative evaluation of the fertility of tropical soils (quefts). getderma 46,299-318.
16- kawaguchi, k., kyuma, k., 1977. paddy soils in tropical asia. their material nature and fertility. the university press of hawaii, honolulu.
17- kemmler, g., 1980. potassium deficiency in soils in of the tropics as a constraint to food production. in: priorities for alleviating soil-related constraints to food production in the tropics. international rice research institute, lose banos, philippines, pp. 253-275.
18- maence, l.m., 1995. constraints and opportunities for fertilizer use in asian countries, an introduction to the them. in: potassium in asia. proceeding of the 24th ipi colloquium. international potash institute, basel, pp. 373-386.
19- mohanty, s.k., mamdal, l.n., 1989. transformation and budgeting of n, p and k in soils for rice cultivation. oryza 26, 213-231.
20- olk, d.c., cassman, k.g., carlson, r.m., 1995. kinetics of potassium fixation in vermiculitic soil under different moisture regimes. soil sci. soc. am. j. 59,423-429.
21- panda, m., panda, s.k., 1993. evaluation of some potassium tests for rice in a fluventic ustochrept. j. indian soc. soil sci. 41,188-189.
22- ponnamperuma, f.n., 1972. the chemistry of submerged soils. adv. agron. 24,29-96.
23- ponnamperuma, f.n., 1984. straw as a source of nutrients for wetland rice. in: organic matter and rice. international rice research institute, los banos, philippines. pp. 117-136.
24- prasad, b.l., 1993. effect of continuous application of potassium on crop yields and potassium availability under different cropping sequences in calcareous soil. j. potassium res. 9,48-54.
25- ramanathan, k.m., nemeth, k., 1982. euf-k as measure of k availability index for tamil nadu soils. plant soil 64,95-104.
26- sri adiningsih, j., santoso, d., sudjadi, m., 1991. the status of n,p,k, and s of lowland rice soils in java. in: blair, g. (ed.), sulfur fertilizer policy for low3land and upland rice cropping systems in indonesia. australian center for international agricultural research, melbourne, pp. 68-76.
27- tandon, h.l.s., sekhon, g.s., 1988. potassium research and agricultural production in india. fertilizer development and consultation organization, new delhi.
28- teo, y.h., beyrouty, c.a., gbur, e.e., 1992. nitrogen, phosphorus and potassium influx kinetic parameters of three rice cultivars. j. plant nutr. 15,435-444.
29- teo, y.h., beyrouty, c.a., gbur, e.e., 1995. evaluation of a model to predict nutrient uptake by field-grown rice. agron. j. 87,7-12.
30- tiwari, k.n., 1985. changes in potassium status of alluvial soils under intensive cropping. fert. news. 30(9), 17-24.
31- uexkuell, h.r.v., 1985. availability and management of potassium in wetland rice soils. in: wetland soils: characterization, classification and utilization. international rice research institute, los banos, philippines, pp. 293-305.
32- uexkuell, h.r.v., beaton, j.d., 1992. a review o fertility management of rice soils. in: kimble, j.m., (ed.), proceeding of the 8th intemational soil correlation meeting characterzation, classification and utilization of wet soils. united states department of agriculture, soil conservation service, lincoln, usa, pp. 288-300.
33- wolf, j., de wit, c.t., janssen, b.h., lathwell, d.j., 1987. modeling long-term crop response to fertilizer phosphorus: i. the model. agron, j. 79,445-451.
34- yoshida, s., 1981. fundamentals of rice crop science. international rice research institute. p.o. box 933,1099 manila, philippines.



منبع : www.berenge.com

اگر در مورد این مطلب نظری دارید می توانید در این قسمت ارائه نمائید:
نام
ایمیل
نظر لطفا فارسی تایپ کنید :
 





آرشیو :



تماس با ما :   info@berenge.com
استفاده از اطلاعات سایت با ذکر منبع ( و لینک مربوط به اطلاعات ) بلامانع است
سایت برنج    www.berenge.com